صدها سال پیش از میلاد مسیح، هنگامی که داریوش دوم سر به بستر سپرده بود، تصمیم تقسیم قلمرو خود بین فرزندانش را گرفت، تصمیمی که شعلهای را در امپراتوری پارس روشن کرد.
یک روز شاید عادی در پارس بود، نمای شهرهای زیبای ماد در گرمای ظهرگاه دیدنی بود؛ روزی که میتوانست روزی عادی باشد اما خبری مانند آذرخش به شهر زد: داریوش دوم جهان فانی را ترک کرد! همهمهای در سرتاسر ساتراپیهای ایران پیچید، از پارس تا هگمتانه و آریانا(کابل و هرات) تا بابِل و مصر و البته، آسیای صغیر یا همان ترکیهای که آبستن ماجراهایی بود.
وصیت داریوش دوم این بود: ایران/پارس، نگین امپراتوری به یکی از فرزندانش اردشیر میرسید و آسیای صغیر، همان ترکیه امروز به کورُش، دیگر فرزندش میرسید، هر یک بر بخش خود حکومت میکردند و البته همزمان امپراتوری پارس متحد میماند؛ یا شاید فقط داریوش دوم اینگونه تصور میکرد؟
شاید داریوش دوم این چنین فکر می کرد اما کورُش نه! او حریصتر از رضایت به حکومت بر آسیای صغیر بود، او پادشاهی و سلطه بر ایران را میخواست! بنابراین شروع به آمادگی برای لشکرکشی به ایران شد.
منطقه ای که کورُش فرمانروایش بود؛ در واقع ترکیه امروزی بود، اما بیشتر اهالیش یونانی بودند. در واقع یکی از مناطقی بود که شورشهای زیادی در اون شکل میگرفت. کورش شروع به جمعآوری سپاه کرد و تونست ده هزار یونانی برای سپاه خودش جمعآوری کنه؛ بنابراین تصمیم گرفت لشکرکشیش رو آغاز کنه!
کورش با لشکر یونانیان به سمت ایران حمله کرد. برادرش اردشیر در ایران پادشاه شده بود و به امور میپرداخت اما کورش قصد داشت با بیرحمی بر ایران مسلط بشه. کورش و لشکرش به سمت قلب ایران میکردن و به سرزمین آناباسیس رسیدن!
کورش و سپاه یونانیان همراهش به ایران رسیدن(مکان دقیق این درگیری مشخص نیست اما احتمالا در مرز ایران امروزی با ترکیه یا عراق بوده) و جالبه که تا این لحظه به سپاه همراهش نگفته بود که دارن برای جنگ با ایرانیها به سمت شرق میرن! سپاه یونانیها وقتی متوجه شد قراره با ارتش ایران بجنگن شدیدا ترسیدند( به هر حال هخامنشیان ارتش اول دنیا رو داشتند)و آخر کار کورش مجبور شد اعلام کنه بهشون دستمزد دو برابر میده تا حاضر بشن براش بجنگن!
خبر به سپاه یونان رسید، ارتش ایران به رهبری اردشیر در حال حرکت به سمت منطقه آناباسیس بودند. دو سپاه به هم رسیدن و کورُش سلاح به دست وارد میدان شد و نبرد بزرگ بین دو برادر در سرزمین آناباسیس آغاز شد. آیا کوروش ارتش هخامنشی رو شکست میداد و بر امپراتوری مسلط میشود یا در باتلاق جاهطلب هایش غرق میشد؟
کورش برادرش اردشیر را در میدان نبرد دید؛ به سمتش هجوم برد تا او را از سر راه بردارد اما... کورش توسط همراهان پادشاه مورد حمله قرار گرفت و روی زمین افتاد. کوروش مرده بود. کورش نه به تیغ یاران برادر؛ بلکه با تیغ بُرنده طمع کشته شد.
بعد از نبرد، فرماندهان یونانی تصمیم گرفتند عقبنشینی کنند و به سمت یونان برگشتن. بعد از جنگ، یکی از سربازان یونانی به اسم گزنفون که جزو فراریها بود کتابی به اسم آناباسیس نوشت که در اون ماجراهای جنگ و اتفاقات سالهای قبل جنگ رو نوشت. اصلیترین منبع مطالعه باستانشناسان بعد از تاریخ هرودوت باقی موند. گزنفون بسیار مشهور شد، البته در جهان کنونی. و ایران باقی ماند.
۵ لایک؟
انتظار نداشتم
پست جالبی بود باعث شد درمورد تاریخ دوتا از سرزمین های قدیمی اطلاعات جدیدی بدست بیاریم
خسته نباشی
داستان جالبی بود🌌