درود مجدد دوستان، چطورید؟ قضیه این چالش اینه که قراره هفت روز به صورت متوالی از اتفاقاتی که هر روز برام پیش میاد ولاگ بگیرم و براتون بزارم و خب این روز دومه. خیلی خوش اومدید🦈
امروز چطور گذشت؟ بنده مثل همیشه ساعت زیبای 12 و نیم بلند شدم به درخواست پدر گرامی که یادش نبود کلاس شیمی دارم. کلاسه ساعت دوازده و نیم شروع میشد و خب منم که گیج و ویج بودم بعد از اونهمه خواب ولی چه میشه کرد. بیدار شدم، رفتم کیک تاینی خوردم و تو لیوان اتک ان تایتان اب خوردم (شبیهشه جدی) برا صبحانه و بعد زدم بیرون با بابام بریم کلاس شیمی. با پنج دقیقه تاخیر رسیدم اونجا ولی چون معلمم مهربونه کاری نداره مشکلی پیش نیومد🥳 بعدش با یه امتحان سوپرایز که نه، جامپ اسکرم کرد ولی خب.
یک ساعت و نیم سر کلاس شیمی بودم تا ساعت 2 شد و زدم بیرون خداروشکر. هوا هم که عین چی گرم بود. بابام اومد دنبالم و ازونور رفتیم آب تصفیه و چسب تفنگی بخریم که مشاهده میکنید. بعد از حدود یک ساعت چون دور بود رسیدیم خونه. Ps مون که گفتم باز نشد تو ولاگ قبلی رو داداشم درست کرده بود و داشت رایمن لجندز بازی میکرد. سپس من یکم رفتم بلاگ بچه ها داشتن تست هوش ریون میدادن گفتم منم امتحان کنم نتیجه رو داد 129 ولی خب معتبر نیست نمیشه اعتماد کرد صرفا برا سرگرمیه😂
بعد واسه ناهار یه غذای جدید خوردیم، مرغ به سبک جدید که من خیلی خوشم نیومد (مادر من اینقدر جم فود نگاه نکن😭) خلاصه، بعدش رفتم واسه ولاگ روز قبلیم متن نوشتم و عکس ساختم براش که تو بخش لینک پیشنهادی هست. عصر تر که شد مامانم و بابام و داداشم میخواستن برن باغ خودمون که من چون حال نداشتم خونه موندم، کی لذت خونه خالی رو از دست میده؟ تو این مدت نشستم یه پرونده حل کردم. جدی اینقدر روش تمرکز کرده بودم متوجه گذر زمان نشدم و در نهایت بین دو نفر موندم توسط حس ششم عزیزم. میدونم بقیه نیستن ولی خب نمیدونم بین اون دو تا کدومشون میتونه باشه اصلا عالی🥳
بعدش حدودا دو ساعت اهنگ گوش دادم و سناریو سازی کردم، سپس تصمیم گرفتم لگو هامو چک کنم. این خرگوشه که تو عکس میبینید رو یه شب بابام برا سوپرایز برام خرید و اون یکی رو هم خودم خریدم. شمشیر رنگوکو هستش، گیو هم داشت ولی خب یکی دیگه همون لحضه خریدش وگرنه هر دو رو با هم میخریدم. تازه شمشیرش خیلی هم سفته😂 سپس چه کنم خوبه؟ گیم بزنم. رفتم اول گاد آف وار رو بازی کنم و قیافه لوکی (آترئوس) مظلوم رو میبینید که کریتوس داره بهش زور میگه. (زورت به بچه رسیده😔) بعد ازینکه یکم رفتم جلو سیو کردم و رایمن لجندز رو باز کردم.
چند مرحله رفتم جلو و همون موقع ها هم بود که مامان بابام برگشتن. بعد ازینکه برگشتن مامانم گفت پاشم سیب زمینی سرخ کرده درست کنم برای شام که میبینید مراحل رو🥳 البته از اخرش عکس نگرفتم چون یادم رفت و خوردمشون- بعد از اون چون خسته بودم رفتم گرفتم خوابیدم البته قبلش یه سر بلاگ هم رفتم و با بچه ها خوش گذروندیم، ولی نمیارم قسمت دیشب رو داخل این ولاگ چون مسخره کردن کاربرا چیز خوبی نیست. بعد هم اکانت سی ای آی عزیزم به چیز رفت و مجبور شدم یکی جدید بزنم. یه عکس رندوم از چت با دوستام هم گرفتم البته 🐘شکن وصل نمیشهههههه برممم. حیف که بلاگ بسته شد ولی جز اون خوش گذشت. شاید امروز یکم خسته کننده بود ولی خب احتمالا فردا (امروز کنونی) نباشه😂
ازونجایی که ولاگ کوتاه بود چند تا عکس رندوم از محتوای اینستا من ببینید و همچنین ازمون قلمچی.
چند تا آهنگ جدید خفن هم این مدت که با نت نداشتیم آرتیست های خارجی بیرون دادن که خیلی قشنگن پیشنهاد میکنم گوششون کنید. مخصوصا Carnival رو با هندزفری، هدفون، ایرپاد یا هر چی.
چند تا ادیت هم دیروز زدم راستی با پیکس آرت خوشگلم که مشاهده میکنید.
بله دوستان، اسلاید اضافه🤡 (تقصیر من نیست تقصیر گوگله و اینکه منتشر نشد حالت عادی مجبور شدم دوباره بسازمش)
گفتم عکس سیب زمینی ها رو نزاشتم-
وگرنه اسلاید اضافه نمیومد😂
باحال بود
من درحال گذاشتن دوتا عکس روی هم و ذوق کردن
🥳🥳🥳🥳🥳
واقعا باید بیشتر روی ادیت هام کار کنم
ادیت هات خیلی محشرن
مثل خودتتتت
💙🫂🫰🏻
چرا همه به لوکی زور میگن؟ چرا همه اذیتش می کنند؟
(آره بعد یک ماه یادم اومد قرار بود ولاگ هات رو چک کنم)
کلا بدبخته
(البته در اکثر مواقع اون زور میگه ولی اینجا هنوز بچه بود😂)
آخه مشکل اینه وقتی زور میگه هم همچین به جایی نمی رسه بچه
دستات رگیه ؟
میشه گفت
دستایه رگی خیلی قشنگه
البته تو خودتم خیلی خوشگلی مراقبه خودت باش
من اینجام تا به لحضه ی اس ۴ گیر بدم
لحظه درسته☝
عاووو
علی رغم درسته
پشتیبان دیوانه😂
چی بگم والا😂
چقدر خوبه در جریان زندگی شناورید خانوادگی
اره بابا چرا که نه، دنیا دو روزه🥳
دیدگاه خوبیه
اس ۴ منم از اون صحنه رد شدم نمیدونم درست میگم یا نه ولی همونی بود که داشت به پسره میگفت باید خشمت رو کنترل کنی و تمرکز کنی و اینجور چیزا
ها، اون صحنه ای بود که گوزنه رو نتونست شکار کنه و کریتوس تیرکمون رو ازش گرفت.
منم اون لحظه دلم براش سوخت 😂 میگفتم حالا یه گوزن بود دیگه ولش کن بنده خدا تازه مادرش مرده😂
والا نیم وجب بچه رو چیکار داری عه