مرلین جادوگر یکی از مشهور ترین جادوگران تاریخ است که احتمالا نام او را در فیلم و سریال های مختلف شنیده اید. امروز قرار است به این شخصیت بپردازیم و ببینیم که آیا مرلین تنها یک افسانه است یا زمانی وجود داشته است؟
درود، قراره راجب شخصیت مرلین جادوگر که احتمالا اسم او را در بسیاری از فیلم و سریال ها مانند : هری پاتر، ارباب حلقه ها، شاه آرتور، افسانه های آرکادیا و... شنیده اید صحبت کنیم. نام این جادوگر اولین بار در کتاب های تاریخی قرون وسطی آورده شده است. زمانیکه مرز بین واقعیت و افسانه بسیار باریک بود و برخی نویسندگان هم با آگاهی از این مرز عمدا افسانه را با واقعیت ترکیب می کردند. یکی از کتاب های معروف آن زمان و احتمالا اولین کتابی که مرلین در آن حضور پیدا کرده رمان تاریخی معروف « رمنس سه پادشاهی » است. رمنس در زمان قدیم بر خلاف معنی الانش به معنای دراماتیک بود. رومنس سه پادشاهی در چین نوشته شد و واقعیت شخصیت های اسطوره ای چینی را روایت می کند که بسیاری از آن ها واقعا وجود داشته اند. همین کتاب مقدمه ای برای نوشتن کتاب های دیگر شد که حضور اختصاصی مرلین را در آن ها شامل می شد، زیرا در رومنس سه پادشاهی جادوگران بسیاری حضور داشته اند.
حالا که مقدمه تاریخ رو می دونیم بریم سراغ اولین حضور مرلین. در افسانه ها اومده که پادشاهی پس از شکست در جنگ تصمیم گرفت در تنها بهش سرزمین باقی مانده اش برجی بسازد، اما این برج هر بار فرو میریخت. مشاوران پادشاه به او پیشنهاد دادند که خ*ون پسری که پدر ندارد را با سنگ بنای برج مخلوط کند تا فرو نریزد. مرلین پسری از همان سرزمین بود که پدری نیز نداشت و به دلیل مشاوره هایی که به پادشاه می داد مشاوران پادشاه از او خشمگین بودند، پس به پادشاه پیشنهاد کردند او را انتخاب کند. اما مرلین با نبوغ خود توانست پادشاه را متقاعد کند که علت ریختن برج دو اژدها هستند که در زیر زمین برج در حال نبرد هستند. این گفته او درست از آب در آمد و او از مرگ نجات یافت. این، اولین حضور مرلین در کتابی به نام « تاریخچه پادشاهان بریتانیا » بود که فضایی مشابه رمان رمنس سه پادشاه داشت و اکثر داستان هایی که در این کتاب نوشته شده بودند زمانی واقعی بودند و وقایع تاریخی آن نیز درست هستند، اما به دلیل وجود جادو و جادوگری ( چون مردم اون زمان جادوگران رو نحس میشمردن و ازشون وحشت داشتن ) این رمان را در دسته « شبه تاریخی » قرار دادند. یعنی رمانی که کاملا بر اساس واقعیت نوشته نشده است.
خب حالا از داستانی که گفتم میتونیم به حالت کلی شخصیت مرلین پی ببریم. مرلین طبق کتاب پادشاهان بریتانیا فرزند یک راهبه و موجودی به نام اینکوبوس بود که آن را موجودی شیطانی می نامند. گفته شده بود که قدرت های جادوگری مرلین هم از این موجود شیطانی سرچشمه گرفته بود اما نیت مرلین بر خلاف آن پاک بود. از آن جایی که داستان موجودات شیطانی و جادوگری برای برخی مردم جذاب تلقی می شد و یک روحانی اهل ولز برای اولین بار مرلین را در کتاب پادشاهان بریتانیا ثبت کرده بود باعث شد که شخصیت مرلین ابتدا بین اهالی ولز بسیار پر طرفدار و سپس با ادغام آن با افسانه های شاه آرتور در سراسر جهان و به خصوص بریتانیا شهرت پیدا کند. حالا اگه بخوایم در مورد وجود شخصیت مرلین بحث کنیم و ببینیم که واقعی بوده یا نه باید سراغ شخصیت شاه آرتور بریم. حقیقت وجود شاه آرتور برای اکثر تاریخدانان ناشناخته است. به طوری که نمی توانند تایید کنند که او به طور حقیقی وجود داشته است و همچنین نمی توانند تکذیب کنند که او وجود نداشته است. زیرا طبق نوشته ها برخی از مهمترین اتفاقات تاریخ بریتانیا توسط شاه آرتور رقم خورده بود. چیزی که فرضیه وجود شاه آرتور را محکم تر می کند آن است که از شاه آرتور به عنوان شخصی یاد می کنند که در قرن 5 و 6 از بریتانیا در مقابل قوم ساکسون ها دفاع کرد. بهترین نتیجه ای که می شود از این داستان ها گرفت آن است که شاه آرتور در واقعیت وجود داشته است، اما نه دقیقا به آن صورت که در افسانه ها از او یاد کرده اند.
حالا که فهمیدیم شخصیت شاه آرتور وجود داشته اما دقیقا آن شخص افسانه ای نبوده است به وجود مرلین می پردازیم. اگر در نظر بگیریم شاه آرتور واقعی بوده است باز هم نمی توان نتیجه گرفت که مرلین وجود داشته است. زیرا علیرغم داستان های زیادی که از او و شاه آرتور نوشته اند به عقیده بسیاری از تاریخ نگاران هیچ ارتباطی بین این دو وجود نداشته است. حتی در کتاب پادشاهان بریتانیا با اینکه از مرلین یاد کرده اند اما هیچ ارتباط مستقیمی بین او و شاه آرتور ننوشته اند. در بخشی از این کتاب نوشته شده بود که مرلین در به دنیا آمدن شاه آرتور نقش داشته است، اما چیزی بیشتر از این نوشته نشده است. در واقع اینگونه به نظر می رسد که این دو شخصیت هیچ گاه با یکدیگر ملاقات نکرده اند. اما همچنان در بسیاری از افسانه ها مرلین را مشاور ارشد آرتور می نامیدند و بسیاری از موفقیت های آرتور و شوالیه های او را مدیون مرلین بودند. در واقع می توان مرلین را به گاندولف در داستان ارباب حلقهها تشبیه کرد.
پس آیا با این وجود صرفا می توانیم مرلین را یک افسانه در نظر بگیریم؟ ماجرا جایی جالب تر می شود که بدانیم در تاریخ بیشتر از یک مرلین وجود داشته است! مرلین اول همان جادوگری بوده است که راجب آن صحبت کردیم، اما در داستانی دیگر که جدا از پادشاهان بریتانیا گفته شده به نام « زندگی مرلین » از مرلین به عنوان یک قانون گذار یاد کرده که هنگامی که در یک جنگ بزرگ مرگ سه برادر، رهبر و دوست خودش را میبیند دچار غم شدیدی میشود. این غم در نهایت او را به جنون می کشاند. و مرلین به جنگل می رود و به طور کامل از انسان ها فاصله می گیرد. او در جنگل درست مانند حیوانات زندگی می کند و حتی زبان آن ها را نیز می آموزد. این مرلین، جادوگر نبوده و به جز توانایی صحبت با حیوانات و پیشگویی آینده قدرت های جادویی نداشته است. البته گفته شده است که این مرلین اقتباس گرفته شده از شخصیتی دیگر به نام میردین است که داستانی مشابه داشته است. در آخر، وجودیت مرلین هیچ گاه به طور قطعی اثبات نمی شود. برای شناخت بیشتر این شخصیت مجموعه سریالی افسانه های مرلین و فیلم شاه آرتور رو پیشنهاد می کنم. در رابطه با ارتباط او با مورگان له فی یا مورگانا هم در صورتیکه او واقعا هم دوره شاه آرتور بودن است میتوان گفت.
نظرات بازدیدکنندگان (0)