توی این پست، میخوام چندتا از افسانه های ترسناک ایران که بعضیاشون هم داخل شاهنامه بهشون اشاره شده رو بهتون معرفی کنم.
آل یکی از معروفترین موجودات افسانهای ایرانه و تقریباً توی بیشتر شهرها و روستاها داستانهایی دربارهش وجود داره. قدیمیها باور داشتن آل بیشتر سراغ زنهای باردار یا مادرهایی میره که تازه زایمان کردن. ظاهرش رو معمولاً شبیه یه زن لاغر، با موهای بلند و چهرهای ترسناک توصیف میکردن. برای همین، خانوادهها کنار مادر تازهزا قیچی، چاقو یا وسایل آهنی میذاشتن و دعا میخوندن تا آل نزدیک نشه. امروزه پژوهشگرها معتقدن این افسانه احتمالاً از ترس مردم نسبت به خطرهای زایمان در گذشته به وجود اومده، اما هنوز هم آل یکی از شناختهشدهترین موجودات افسانهای ایرانه.
نسناس موجودیه که در افسانههای قدیمی، فقط نیمی از بدن یک انسان رو داره؛ یعنی یک دست، یک پا، یک چشم و نصف صورت. با وجود این ظاهر عجیب، میگفتن خیلی سریع حرکت میکنه و با همون یک پا میپره. در بعضی روایتها، نسناس حاصل پیوند یک انسان و یک موجود ماورایی معرفی شده. امروزه نسناس بیشتر به عنوان یک موجود افسانهای شناخته میشه و هیچ مدرکی برای وجودش وجود نداره.
آستیندرازه یکی از موجودات افسانهای محلی در استان چهارمحال و بختیاریه. مردم قدیم میگفتن موجودی با آستینهای خیلی بلند بوده که شبها اطراف روستاها یا جاهای خلوت دیده میشده. باور داشتن اگر بچهها تنها از خونه دور بشن یا شب بیرون بمونن، آستیندرازه اونها رو داخل آستینهای بلندش قایم میکنه و با خودش میبره. به همین خاطر، بزرگترها از این افسانه برای ترساندن بچهها و دور نگه داشتنشون از خطر استفاده میکردن. اطلاعات دربارهی آستیندرازه بیشتر از روایتهای شفاهی و پژوهشهای فولکلور محلی به دست اومده و روایتهای مختلفی ازش وجود داره.
جوشا یا «مارِ جوشا» یکی از موجودات افسانهای منظومهی فرامرزنامهه؛ اثری حماسی که بعد از شاهنامه سروده شده. در داستان، جوشا یک مار غولپیکره که مردم ازش وحشت دارن و هیچکس توان مقابله باهاش رو نداره. توصیفش شبیه اژدهاست؛ ماری بسیار بزرگ و نیرومند که شکست دادنش کار هر کسی نیست. در نهایت، فرامرز، پسر رستم، با این موجود روبهرو میشه و بعد از نبردی سخت اون رو از بین میبره. جوشا یکی از نمادهای شر و خطر در حماسههای ایرانی به حساب میاد.
بختک یکی از معروفترین باورهای ترسناک در فرهنگ عامهی ایرانه. قدیمیها میگفتن بختک موجودی نامرئیه که شبها روی سینهی آدمهای خوابیده میشینه و باعث میشه نتونن حرکت کنن، حرف بزنن یا حتی نفس راحت بکشن. خیلیها هم میگفتن در همون لحظه احساس میکنن کسی داخل اتاق حضور داره و بهشون خیره شده. امروزه دانشمندان این اتفاق رو با پدیدهای به نام «فلج خواب» توضیح میدن، اما در گذشته مردم برای دور کردن بختک دعا میخوندن یا وسایل خاصی کنار رختخوابشون میذاشتن. همین شباهت بین افسانه و یک تجربهی واقعی باعث شده بختک هنوز هم یکی از ترسناکترین افسانههای ایران باشه.