داستان ساخت باب اسفنجی را اینجا بدانید....
اباسفنجی شلوارمکعبی یک مجموعه پویانمایی تلویزیونی آمریکایی است که توسط مربی علوم دریایی و انیماتور، استیون هیلنبرگ ساخته شده است که اولین بار در نیکلودئون پس از جوایز منتخب کودکان ۱۹۹۹ در ۱ مه ۱۹۹۹ و بهطور رسمی در ۱۷ ژوئیه ۱۹۹۹ پخش شد. این مجموعه، داستانی از ماجراهای شخصیت باباسفنجی و دوستان آبزی او که صمیمی ترینشان پاتریک نام دارد، در شهر زیر آبی بیکینی باتم است.
بسیاری از ایدههای این مجموعه از منطقه جزر و مدی، یک کتاب کمیک آموزشی منتشر نشده که هیلنبرگ در سال ۱۹۸۹ برای آموزش زندگی در زیر دریا به دانشآموزانش خلق کرد، سرچشمه گرفت. هیلنبرگ در سال ۱۹۹۲ به عنوان یک هنرمند در زندگی مدرن روکو به نیکلودئون پیوست. پس از کنسل شدن روکو در سال ۱۹۹۶، در همان سال شروع به توسعه باباسفنجی در یک مجموعه تلویزیونی کرد و در سال ۱۹۹۷، یک طرح هفت دقیقهای به نیکلودئون ارائه شد. مدیران شبکه میخواستند باباسفنجی یک کودک در مدرسه باشد، اما هیلنبرگ ترجیح داد باباسفنجی یک شخصیت بزرگسال باشد. او آماده بود که سریال را رها کند، اما با ایجاد یک مدرسه قایقرانی به خطر افتاد تا باباسفنجی بتواند در بزرگسالی به مدرسه برود.
در مجموع چهارده فصل از این مجموعه پخش شده است و الهام بخش سه فیلم بلند است: فیلم باباسفنجی شلوارمکعبی (۲۰۰۴)، فیلم باباسفنجی: اسفنج بیرون از آب (۲۰۱۵)، فیلم باباسفنجی: اسفنج فراری (۲۰۲۰). دو مجموعه اسپینآف، کمپ کورال: سالهای کودکی باباسفنجی و شوی پاتریک ستاره، در سال ۲۰۲۱ نمایش داده شد. از فوریه ۲۰۲۲، چهار فیلم دیگر برنامهریزی شده است: فیلم اسپینآف سه شخصیت برای پارامونت پلاس و نتفلیکس و یک فیلم سینمایی باباسفنجی. فصل چهاردهم مجموعه اصلی در مارس ۲۰۲۲ اعلام شد و در نوامبر ۲۰۲۳ پخش شد. در سپتامبر ۲۰۲۳، مجموعه برای فصل پانزدهم تمدید شد.
این مجموعه حول محور شخصیت اصلی و گروهی از دوستان آبزی او میچرخد. باباسفنجی شلوارمکعبی، یک اسفنج دریایی زرد رنگ پرانرژی و خوشبین است که در یک آناناس غوطهور زندگی میکند. باباسفنجی شور و شوق کودکانهای برای زندگی دارد که در شغل خود به عنوان آشپز سرخکن در یک رستوران فست فود به نام کراستی کراب ادامه مییابد. یکی از بزرگترین اهداف زندگی او، دریافت گواهینامه قایقرانی از مدرسه قایقرانی خانم پاف است، اما او هرگز موفق نمیشود. سرگرمیهای موردعلاقه او شامل «شکار عروس دریایی» است که شامل گرفتن عروس دریایی با تور به روشی مشابه پروانه است، و دمیدن حبابهای صابون به شکلهای پیچیده. او یک حلزون دریایی خانگی با صدف صورتی و بدن آبی به نام گری دارد که مانند یک گربه میو میو میکند.
پاتریک ستاره، بهترین دوست باباسفنجی، یک ستاره دریایی صورتی رنگ احمق اما دوستانه است که زیر یک سنگ و دو خانه دورتر از باباسفنجی زندگی میکند. با وجود عقبماندگی ذهنی، پاتریک خود را باهوش میبیند. اسکوئیدوارد یا اختاپوس، همسایه کناری باباسفنجی و همکار او در کراستی کراب، یک هشتپا مغرور و بدخلق است که در یک موآی جزیره ایستر زندگی میکند. او از نواختن کلارینت و نقاشی پرترههای خود لذت میبرد اما از شغل خود به عنوان صندوقدار متنفر است. او به دلیل طبیعت کودکانه باباسفنجی و پاتریک، از زندگی بین آنها متنفر است. صاحب کراستی کراب، یک خرچنگ قرمز خسیس و حریص به نام آقای خرچنگ است که مانند یک ملوان صحبت میکند و رستوران خود را اداره میکند که گویی یک کشتی دزدان دریایی است. او یک والد مجرد با یک دختر نوجوان، یک نهنگ عنبر خاکستری به نام پرل، است که میخواهد ثروت خود را به او وصیت کند. پرل نمیخواهد تجارت خانوادگی را ادامه دهد و ترجیح میدهد وقت خود را صرف گوش دادن به موسیقی یا کار در مرکز خرید محلی کند. یکی دیگر از دوستان باباسفنجی، سندی چیکس، یک سنجاب ماجراجو و ورزشکار از تگزاس است که برای تنفس زیر آب از یک لباس غواصی پر از هوا استفاده میکند. او در یک درخت محصور در یک گنبد شیشهای شفاف قفل شده توسط یک مهر و موم ضد هوا و دستچرخان زندگی میکند و در کاراته ماهر است. در سمت مقابل رستوران کراستی کراب، یک رستوران رقیب ناموفق به نام چام باکت قرار دارد. این رستوران توسط یک پاروپا کوچک، سبز و یک چشم به نام پلانکتون و همسر کامپیوتری او، کارن اداره میشود. پلانکتون دائماً سعی میکند دستور پخت مخفی ساندویچهای کرابی پتی محبوب آقای خرچنگ را بدزدد تا برتری پیدا کند و کراستی کراب را از کار بیندازد. کارن طرحهای شیطانی برای به دست آوردن فرمول به او میدهد، اما تلاشهای آنها همیشه شکست میخورد و رستوران آنها به ندرت مشتری دارد. وقتی باباسفنجی در کراستی کراب کار نمیکند، اغلب درحال گرفتن کلاسهای قایقرانی از خانم پاف، یک بادکنکماهی پارانوئید اما صبور است. باباسفنجی سختکوشترین دانشآموز خانم پاف است و پاسخ تمام امتحانات شفاهی را که میدهد میداند، اما وقتی سعی میکند یک قایق واقعی را براند، دچار وحشت میشود و تصادف میکند. وقتی خانم پاف یکی از تصادفات باباسفنجی را تحمل میکند یا به نوعی میترسد، او مانند یک توپ باد میشود.
عالی عزیزم🌼☘
ممنون