هنر ظریفی که از یاد رفته است.
پای تولید انبوه که به جامع باز شد، دیگر استفاده از کالاها و وسایل کهنه شکسته شده بی کلاسی. حالا دیگر کارخانهها و تولیدیها بهدنبال مصرفگراییند و جایگزینی وسیلۀ قدیمی با نو. حرفی هم از تعمیر به میان نمیآید. این رویکرد باعث شد تا یک شغل هنرمندانه و ظریفی به خاطرهها بپیوندد؛ چینیبندزنی.
روزی روزگاری، «چینی بندزنی» «چینی بندزنی» از حرفههای ظریف و درآمدزای روزگار خود بود. در سال ۱۳۲۰ خورشیدی بهای هر بند، یک قران تمام میشد که مبلغ قابلتوجهی بود. «چینی بندزن»، با مهارت و ظرافت چینیهای شکسته و دونیمشده را بند میزد. با دستان جادویی خود عمر دوبارهای به نعلبکیها، بشقابها و کاسههای از رده خارج میبخشید. در گذشته بخش عمدهای از ظروف منازل مانند کاسه، بشقاب، قوری و … از جنس چینی بود. چینی که میشکست، تکههای شکسته را تا آمدن «چینی بندزنی» نگه میداشتند. ازآنجاکه چینی در شمار ظروف گرانقیمت بهشمار میرفت، بعد از شکستهشدن مرمت میشد و دلیلی بود بر وجود حرفۀ «چینی بندزنی».
چینی بندزن»، چینیهای شکسته را تحویل میگرفت و به مرور و یکبهیک با کمان و مته محلهای مورد نظرش را سوراخ میکرد و تکههای شکسته را با چسب مخصوص چینی میچسباند و با بندهای کوچک فلزی (تسمه های فلزی باریک) ظروف را به هم وصل میکرد. بعد از بندزدن دو چینی شکسته توسط مفتول و سیم، چینی بندزن زامیشگه را به محل کوک یا بند میمالید تا بند را درجای خود ثابت و محکم کند.(تصویر بالا چینی بند خورده خودمونه)
روزگاری نه چندان دور، چینیهای ترکخورده توسط «چینی بندزنی»ها دوباره به چرخۀ استفاده بازمیگشتند و ظروف چینی، عمر طولانیتر داشتند. نگاهی دوباره به وسایل کهنه و قدیمی برای استفادۀ دوباره از آنها، در دنیای امروز بهعنوان یک هنر تلقی میشود؛ هنر ساخت بهترینها از دورریختنیها که ایدهای نو به وسایل قدیمی برای کاربری جدید میدهد. با این نگاه هنر «چینی بندزنی» که خود سابقهای طولانی در کشور ما دارد، میتواند جانی دوباره بگیرد درصورتیکه نگاه ما به استفاده از وسایل تعمیری، نگاهی همدلانه با محیط زیست و دورریز کمتر باشد.
عالی بود
خسته نباشی سازندهه
ممنونمممممم