My universe
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
آخرش نفهمیدم چرا وقتی به ما خوش میگذرد عقربه های ساعت هیجان زده میشوند.
همیشه رشته کوه های زاگرس رو برای زیبایی بی نظیری که داره دوست داشتم و بهم حس خوبی میدادن، اما اینبار بخاطر تو نه؛ بخاطر دیوار بلندی که بینمون کشیده دیگه باهاش سر کین دارم.
واقعی ترین فکتی که توی عمرم تجربش هم کردم این بود که اگر میخواید باهاتون خوب باشن و محبت کنن به شما ، خودتون پیش قدم بشید و بدون یادآوری اینکار، به طرف مقابل محبت کنید تا همونقدر و همون اندازه حس خوب به خودتون برگرده؛حتما امتحانش کنید.
تک تک موهای سفیدم یادگار روزای تاریک زندگیمه ، دوستشون دارم چون بهم یادآوری میکنن چقدر برای زندگیم جنگیدم و سر سخت تر شدم. برای همین ، قدر خیلی چیزا رو بیشتر میدونم.
مرگ پایان همه چیز است؛ اما تا وقتی هنوز میتوان چیزی را دوست داشت، هنوز امکان تجربه رشد ، امید و دیدن زیبایی ها وجود دارد.
چه کسی میتواند جلو قلب و ارادهی مصمم بشر را بگیرد؟
-فرانکنشتاین
از هر آنچه نوشته شده است، فقط آنچه را دوست دارم که با خون خود نوشته شده باشد.
-نیچه
مینویسم تا شروعی باشد برای مکتوب کردن افکارم، تا بفهمم به چه فکر میکنم ؛ بفهمم که هستم و تا فکر هایم را در بند تحریر در آورم.