انتشار: 2 هفته پیش تعداد رأی‌ها: 23
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (133)
  • عزیزم...
    مرا در آغوش بگیر که این تن زخمی من ایستادن را نای ندارد...
    زخم هایم را ببوس و زخمی ایجاد مکن که دگر جای ندارد...

  • نیکلاس گالیتزین خیلی بچه خوصصصشگله...😔🙏🏻

  • آه مادر عزیزم راست میگفتی «تو قلبت خسته است»...
    آری... قلبم خسته است...
    خیلی خسته...
    آنقدری که میتواند تا ابد بخوابد...

  • چشم هایمان برای دیدن می باریدند
    لب هایمان برای بوسیدن تقلا میکردند
    دست هایمان برای لمس میسوختند
    قلب هایمان برای دیگری می تپیدند
    اما در نهایت دنیا هایمان، برای رسیدن تلاش نکردند...

    • چیز هایی که من مینویسم، درحالی که تاحالا یه نفر هم توی زندگیم نبوده...🙏🏻

  • آه خدای من
    چقدر متنفرم از این حرف های تو خالی
    از این«درکت میکنم» ـها، «من فرق دارم» ـها، «به من اعتماد کن» ـها، «قضاوتت نمیکنم» ـها...
    متنفرم، متنفرم
    بس است، بس است
    همه ـتان مثل همید...
    خسته ام از این ماسک هایی که میزنید...
    بروید و با کسی مانند خودتان چنین کنید...
    دلتان را به چه خوش کرده اید؟ به چه افتخار میکنید؟
    باور نمیکنم روزی رسید که هدف و شادی آدمیزاد ها این چنین پست و حقیر شده...

    • چه انسانهای پست فطرتی...
      خدای من...
      گاهی انسانها انسان نیستند، تنها گرگ هایی در جامه اند...

  • بیین من میرم خودکیلی کنممممم
    با بابام رفتم پیش مشاور، یه زنه برگشته بلنددددد میگه میخواید برید مشاوره زوجین؟
    د آخه زنیکه گیریم نفهمیدی بابامه، چرا من باید برم با یکی که 30 سال ازم بزرگتره؟

  • مردگان متحرک را میل زیستن نیست...

  • میخواهم بالا بیاورم
    تمام آن ستاره هایی که در قلبم ساختی...
    اهمیت ندارد که چقدر درخشانند، هنگامی که آن ستاره ها برای آسمان من نیستند...

    • میخواهم بالا بیاورم
      تمام آن پروانه هایی که در قلبم رها کردی...
      اهمیت ندارد که چقدر زیبا اند، هنگامی که آن پروانه ها برای باغ من نیستند...

  • مهربان؟
    شاید عجیب ترین دروغ راجبش همین بود...
    آن صورت همیشه در هم کشیده، آن چشم های سرد،آن اخم های در هم، آن کلماتش، آن نفرتش... آیا او مهربان بود؟
    این صفت مرا به خنده وا میدارد... چه کلمه عجیبی برای اوست...
    انگار به تکه سنگی بگویی ابریشم...
    نمیدانم... شاید او هم روزی مهربان بود... شاید فقط برای ما مهربان نیست... نمیدانم
    فقط میدانم آنقدری از ما متنفر است که مهربان بودن، غیرممکن ترین کلمه برای اوست... هرچند تمام تلاشش را کند که از ما متنفر نباشد...

    • نامش دل سوختگیست... فداکاریست...
      اینکه با وجود نفرت، بسازی
      با وجود سختی، تلاش کنی
      با وجود درد، سکوت کنی
      نامش مهربانی نیست... حتی عشق هم نیست...

  • ولی به نظر من نیکلاس گالیتزین بسیار زیباست...🙏🏻
    فکر کنم یه سه چهارتایی از فیلمایی که بازی کرده رو تا الان تونستم ببینم
    مدس میکلسن هم یه هفت هشت تاییشو دیدم دقیق یادم نیست...

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.