انتشار: 2 ماه پیش تعداد رأی‌ها: 13
لینک کوتاه

توجه!

محتوای این بخش توسط کاربران تولید می‌شود. پیش از انتشار، محتوا به‌صورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی می‌شود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.

نظرات بازدیدکنندگان (82)
  • همه را بياموزدم، ز تو خوشترم نيامد؛ 
    چو فرو شدم به دريا، چو تو گوهرم نيامد

    #ایلیا

  • خیلیا بودن خیلیا رفتن.. خیلیا هم اومدن، خیلی جاها کم آوردم خیلی جاها نابود شدم گسسته شدم کم آوردم ولی وقتی به عقب نگاه میکنم، تنها کسی که کنارم بود، نور تاریکی هام بود، قند روز های تلخم بود و همه جوره کنارم بود.. طوریکه نمیشه اسمش رو دوست گذاشت چون خیلی فراتر و نزدیک تر هم بود به من.." مارال"
    کلی خندیدیم کلی خاطرات قشنگ
    همه چیز ها کنارت یه قشنگی خاصی داشت
    و الان.. توی موقعیت سختی قرار گرفتی..
    من ازت می‌خوام قوی باشی ازت می‌خوام بدونی حتی اگه تموم دنیا هم ناامید شدن، من همه جوره بهت امید دارم

  • تو گل سرخ منی.. تو گل یاسمنی..
    تو چنان شبنم پاک سحری؟ نه،از آن پاک تری!
    تو بهاری؟ نه، بهاران از توست..
    از تو میگیرد وام هر بهار اینهمه زیبایی را
    هوس باغ و بهارانم نیست
    ای بهین باغ و بهارانم تو!
    "برای تو"

  • imageAmirali
    مشغول

    برگشتم به ai میگم‌ بنظرت شخصیت من شبیه کیه؟ میگه شرک🗿
    باز خودمو راضی میکنم میگه شبیه کیلیان و آئورلیوس هم هستم😀

  • imageAmirali
    مشغول

    از لحاظ روحی احتیاج دارم ‏یه هفته برم تو یه کلبه جنگلی تو شمال ‏نتمو خاموش کنم، توی تراس بشینم دورم ‏پتو پیچیده شده، ویو جنگل‏ رعدوبرقم بزنه و با یه لیوان نوشیدنی داغ و یک کتاب به صدای بارون گوش بدم:)))

    • عالیههه امیدوارم از لحاظ روحی بررسی سریعت رو هم بگیری😀☝🏻

    • imageAmirali
      مشغول

      دقیقا از لحاظ روحی به اونم احتیاج دارم

  • imageAmirali
    مشغول

    زاد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
    ها در حق ما هر چه گوید جای پیچ اکراه میست
    در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست طرحه
    در صراط مستقیم ای دل کسی گمراه نیست

  • imageAmirali
    مشغول

    ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت
    خوابم بشد از دیده در این فکر جگر سوز
    کاغوش که شد مترل آسایش و خوابت
    درویش نمی پرسی و ترسم که نباشد
    اندیشه آمرزش و پروای ثوابت
    راه دل عشاق زد آن چشم خماری
    پیداست از این شیوه که مست است شرابت
    تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت
    تا باز چه اندیشه کند رای صوابت
    هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی
    پیداست نگارا که بلند است جنابت
    دور است سر آب از این بادیه هش دار
    تا غول بیابان نفر سید به سرابت

    • اووو اینا رو خودت گفتی دیگه؟🤣🤣🤣

    • imageAmirali
      مشغول

      آره دوبار😂😂

  • چیکار میکنید که شخصیتتون مبهم میشه و آدما باید وقت صرف شناختنتون کنن؟ چرا یکی منو میبینه پنج دقه ای میفهمه اسکلم

    • imageAmirali
      مشغول

      چون برون‌گرایی

  • بغل کردن خیلي عجیبه، دستتو می‌پیچی دور بدن یه موجود زنده و انگار که یه سرنگ پر از مورفین وارد پوست تنت شده.

  • خدایا من پیشش نیستم.. خودت مراقبش باش..

برای مشاهده و ثبت نظر لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.