لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
چو ابر پدید آمد
ز دست برفت خورشید
هرکس شده مسئول نصیحت به همه
اما ز تماشای خودش دور شده
عیب همه را جار زند هر ساعت
بر عیب خودش که میرسد کور شده
-تبریزی
حافظ کجای کاری؟ فالت غلط در آمد!
گفتی غمت سرآید، این عمر بود سر آمد..!
زنده به وجود تو، وجودم
بنشین و ز دل رها کن این درد
گر نداری دانش ترکیب رنگ
بین گلها، زشت یا زیبا مکن
خوب دیدن
شرط انسان بودن است
عیب را
در این و آن پیدا مکن
-مولانا
تا که خفتیم همه بیدار شدند
تا که مردیم همگی یار شدند
قدر آن شیشه بدانید که هست
نه در آن لحظه که افتاد و شکست
از چهره افروخته گل را مشکن
افروخته رخ مرو تو دیگر به چمن
گل را تو دگر مکن خجل ای مه من
مشکن به چمن ای مه من قدر سخن
-سعدی
هر دم که زنم دم ز تو دردم به سر آید
در دم همه دردم رود و خنده در آید
پس دم به دم و در همه دم از تو زنم دم
تا آن دم آخر که دم از سینه بر آید..!
اگر گرد کسی بسیار گردی
اگر چه بس عزیزی خوار گردی
-عطار