آیا معنا چیزی هست که پیدا میکنیم یا چیزی که میسازیم؟ چرا فکر میکنید آن را میسازیم و چرا آن را پیدا میکنیم؟
| اتمام مسابقه | 1405/04/07 |
| ظرفیت مسابقه | 50 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | جایزه : 1000 امتیاز و مدال توسط لایک کاربران |
هر کسی که به دنبال معنا بگرده به پوچی و خلا می رسه... کسی که بخواد معنا ی زندگیش رو بسازه، دیر یا زود احساس میکنه که چیزی که قبلا اونو خوشحال میکرد یا به زندگیش معنا میداد کافی نیست... معنا وقتی به وجود میاد که بپذیری که ساختن و یا پیدا کردن معنا هردو به بن بست و خلا میرسن... معنا همیشه در لحظه وجود داره. نه در آینده و نه در گذشته و نه در چیزی که باید پیدا یا ساخته بشه. هر کسی که حقیقتی که در الان وجود داره رو بپذیره، معنا رو میدا میکنه و روح و جسمش به ارامش می رسن. اما کار ساده ای نیست
من فکر می کنم ، معنا اساساً ، ساخته ی درک بشره ، شاید فقط بشر نه ، حیوانات و حشرات هم برای زندگی معنا دارن ، اما بهشون تحمیل شده . اونا نمیدونن که دقیقا چرا زنده ان ، اما معنا ی بقا رو میفهمن ، انسان ها هم همینن ، معنا لزوما پیدا نمیشه ، چون احتمالا چیزیه که مغز درست می کنه ،در عین حال لزوماً نمی سازیم . چون زندگی همینه ، شاید هم فقط ی فکر و واهمه باشه تا حفظمون بکنه ، ممکنه معنی زندگی باشه ، یا معنی تنفر یا شادی ، هرچی بزرگ تر میشی به اندازه ی خودت بیشتر در انواع موارد معنی می بینی .
میسازیم. راستش معنا چیزی هست که اصلا وجود ندارد.به عنوان مثال یک گربه نمیاد بگه:چرا من زندم؟ من زندم برای چی؟ چون تمام کار هابی که باید بکنه توی غریزه اش هست اما انسان غریزه ی درستی ندارند پس دائم احساس پوچی میکنه و تا اون معنا رو نسازه و اون معنا تبدیل به غریزه اش نشه دست برنمیداره.
صد در صد هردوش چون برای چیزی که میسازیم براش تلاش کردیم و دوییدیم و بهتر میتونیم درکش کنیم و چیزایی که پیداشون کردیم میتونن چیزای جدیدی بهمون یاد بدن و زندگیمونو رنگی کنن
اساسا در دنیا کلمه و مفهومی نیست و بسته به درک اشخاص داره پس فکر کنم معنا رو ما میسازیم
میسازیم مثالش همین کلمهی بیمحتوا
معنای حرف یا کلمهای رو پیدا میکنیم و بعد باهاش دلیل و معنا و منطق خودمون رو میسازیم...)
خب حقیقتش...ما به همه جیز معنا میدیم و اون معنا رو هم گاهی ازش میگیریم
ما معنای زندگی را نه در انتهای یک جاده مشخص بلکه در دل راه رفتن ساختن مسیر و هم زمان توجه عميق به رد پاهایی که جهان برایمان گذاشته است، مییابیم. ما هم باستان شناس معنا هستیم و هم معمار آن.
معنا را هم می توانیم پیدا کنیم هم بسازیم! معنای انسانیت را از درون هرج و مرج پیدا می کنیم و با فهمیدن آن را می سازیم؛ انگار که معنا از درون پیدا کردن و ساختن می آید و معنای خود را پیدا می کند.
فکر میکنم معنا چیزی نیست که فقط پیدا کنیم یا فقط بسازیم ... 🌙 ما بخشی از آن را پیدا میکنیم در آدمها لحظهها کتابها و رویاهایی که سر راهمان قرار میگیرند 📚🫧 اما بخش دیگرش را خودمان میسازیم با انتخابهایمان با چیزهایی که دوستشان داریم و با ردپاهایی که در زندگی دیگران میگذاریم ✨ شاید معنا مثل یک ستاره باشد... اول آن را در آسمان پیدا میکنی 🌌 اما این تویی که تصمیم میگیری دنبالش بروی یا نه🤍 شاید حقیقت این باشد که معنا را پیدا نمیکنیم بلکه آرامآرام در طول زندگی به آن تبدیل میشویم
معنا و حقیقت در جهان وجود دارد و می تواند توسط بشر پیدا شود ولی به هیچ وجه قرار نیست چیزی به نام خوشبختی به ارمغان بیاره. ولی پیدا کردن معنا مثل پذیرش (حقیقت) و ساختن معنا مثل پذیرش (دروغ زیبا) هست. همه میتونند یک کلمه بی معنی با حالات ترکیبی حروف بسازن و با کلمات قبلی معنی اش را تعریف کنند و در نهایت آنها یک (معنا ساختند) اما این معنا از معنا های قبلی ساخته شده به وجود آمدن، این چرخه همینطور ادامه دارد تا یک قانون، معنا و حقیقت اصلی و اون هیچ کاربردی جز القا حس پوچی ندارد.
«معنا چیزی نیست که به سادگی بتوانیم آن را پیدا کنیم. همه چیز در زمان احساس میشه دیروز، نه فردا. آینده چیزی از معنا به ما ها نمیگه اون ما ها هستیم که باید آن را به سختی پیدا کنیم. معنای واقعی هر چیز درون اون پیدا میشه و ما باید برون و درون ان را پیدا کنیم. پیدا کردن معنا کاری نیست که بتوانی به آسانی انجام دهیم ؛ به یاد داشته باش هر غروب سخت هر سایه ی تردید فقط زمانی هستند که تو با ترس رو به رو شدی. پیدا کردن معنا معنایی از واقعیت دارد! »
معنا تنها ساخته و پرداخته ذهن آدمیه. اینکه خودش اون معنا رو برای یک امر میسازد. برای مثال کی تصمیم گرفتند برگ زیتون و کبوتر رو به معنای آزادی بدانند؟. معانی تنها ساخته خود مغز انسان برای درک راحت تر چیزای اطرافشه. چون انسان همیشه موجودی پرسشگر هست و کنجکاو و خب لازمه که به دنبال معنا و هدفی باشه که این بخش درونیش آرام کنه. انسان بدون معنا موجودی سرگردان و حیرانه.
ما خودمون میتونیم بهش معنا بدیم وهمزمان معنا هایی رو پیدا کنیم که زمانی کس دیگری بهش داده است.
ما معنا را میسازیم، چون زندگی خام است و ما نقاشهایش. ما به عشق رنگ میدهیم، به رنج شکل، به تنهایی صدا. ما از دلِ روزمرگی، افسانه میبافیم. از شکست، پلی به سوی بلوغ. از مرگ، یادآوری برای زیستن. معنا، حاصلِ انتخابِ ماست: انتخابِ دیدن، انتخابِ بودن، انتخابِ ساختن در میانِ ویرانهها. اما معنا را پیدا هم میکنیم. چون گاهی در نگاهِ مادری، در بوی باران، در کهنهترانهای، چیزی جان میگیرد که ما نساختهایم. گویی معنا پیش از ما بوده، در رگهای جهان جاری، و ما تنها مکثی برای شنیدن آنیم. ادامه در کامنت ها
درود به نظر من ما معنا رو پیدا میکنیم . وقتی که انسان به دنبال چیزی میره و اون رو پیدا میکنه میتونه خیلی خوب اون رو درک بکنه برای مثال معنای خوشبختی شما به دنبال آن هستید و وقتی آن را (خوشبختی از دیدگاه انسان هر چیزی میتواند باشد) پیدا میکنید و آن را بهتر میتوانید درک کنید و اگر روزی کسی درباره معنای خوشبختی از شما پرسید میتوانید خیلی خوب آن را توصیف کنید
معنای هرچیز مشخص شده است پس او رو پیدا میکنیم
میسازیم ، نتیجه گیری هر فرد متفاوته برای همین ممکنه ما از چند تا فرد بخوابم به یه مسئله نگاه کنند و براش نتیجه بگیرن ، نتایج مختلفه
می سازیم و پیدا می کنیم چون هیچ چیز خودبه خودی پیدا نمی شه و هر کس هم درک خودش رو از معنا داره و البته بغضی چیز هارو مغناش رو پیدا می کنیم و بغضی چیز ها رو معناش رو می سازیم
میسازیم چون که همه ی چیزا ها برای همه معنی یکسانی ندارن و همه بر اساس شخصیتشون چیزا هارو درک میکنن مثل کلمه خوشبختی که برای بعضیا میتونه پولداری باشه و بعضیا دیدن دوباره ی کسی که از دست داده
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
معنا، رابطهی ما با جهان است، رابطهای که هر روز آن را میسراییم، و هر لحظه، آوایش را از دل هستی برمیگیریم.
ای بابا 🥲 ، یکم طولانی شد .
شرمنده ، امیدوارم به دلتون بشینه ⚘
پیدایش میکنیم در دردهای مشترک، در شادیهای ناگهانی، در لحظاتی که حس میکنیم بخشی از کلی بزرگتریم. شاید حقیقت این باشد: معنا را میسازیم، چون آزادیم. و پیدا میکنیم، چون متصلایم. ساختن، پاسخ ما به پرسش زندگیست. پیدا کردن، پذیرش رمزیست که زندگی در ما نهاده. و زیبایی در همین دوگانهست: که ما هم معماریم و هم جستجوگر. هم خالق راهیم و هم کشفکنندهی مسیر. پس معنا، نه فقط یافتهست و نه ساختهی محض. ادامه کامنت بعدی
مایل به فرزند بیبی؟🤝🙂
تنکیو بیبی
جوری که همه مغذشون سر این مسابقه درگیر شدددد