تصور کن که یک نویسندهی بزرگ به زندگیات نگاهی کند و یک کتاب دربارهی تجربیات و حکمتهای تو بنویسد. این کتاب چه عنوانی خواهد داشت و چه مسائلی را بررسی خواهد کرد؟ آیا شامل داستانهای زندگی، درسهای آموختهشده یا راهکارهای عملی برای مواجهه با چالشها خواهد بود؟
| اتمام مسابقه | 1405/04/04 |
| ظرفیت مسابقه | 100 شرکت کننده |
| نحوه تعیین برنده | بدون مدال مسابقهتوسط سازنده مسابقه |
عنوان: کودکی بیش نبودم کسانی بودند که از دلتنگی آنها اشک ها ریختم اما آن ها اکنون مرا نمیشناسند با آن ها راز ها درمیان گذاشتم اما اکنون نمیدانم که راز هایم را با چه کسی بازگو کردند به آن ها لبخند زدم اما آن ها دوستانم را از من گرفتند با آن ها درد و دل کردم و حرف هایم را در صورتم کوباندند اشک های بسیار ریختم و آن ها سرم فریاد زدند من کودکی بودم که این بلا ها سرش آمد آن زمان دلم میشکست اما اکنون قدرتمند شده ام زیرا میدانم آن ها از ابتدا دوستم نداشتند.. « این متن حقیقتی بیش نیست »
اسم کتاب اسم خودم میبود در مورد ترس ها شکست ها تو کتاب میگفت و از اینکه چطور همیشه نسخه قدیمیم میمیرد و نسخه قوی تر متولد میشد✨️
نتیجه_نکته_هدف=برای داشتن آرامش درونی نیازی به آرامش بیرونی نیست✨️
لینک کوتاه
توجه!
محتوای این بخش توسط کاربران تولید میشود. پیش از انتشار، محتوا بهصورت سیستمی یا توسط ناظرین بررسی میشود، با این حال این بررسی به منزله تضمین کامل صحت، مشروعیت یا عدم تخلف محتوا نیست.
مسئولیت نهایی مطالب منتشرشده بر عهده کاربر تولیدکننده آن است. در صورت دریافت گزارش یا احراز تخلف، محتوا اصلاح یا حذف خواهد شد.
نظرات بازدیدکنندگان (0)